الشيخ عباس القمي

222

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

الحسن اليزدي « 1 » عالم فاضل ، زاهد عابد ، ورع تقى ، از تلامذهء آسيد محمد طباطبائى بوده ، در اوايل امر در تهران ساكن بود ، لكن در اواخر ساكن كربلاى معلّا گشت و مدفنش در همان ارض مقدسه واقع شد . و از تأليفات اوست كتاب مهيج الاحزان « 2 » در مقتل و اين شيخ در ابكا بر حضرت سيد الشهداء - ارواحنا فداه - و اقامت عزاى ائمهء هدى عليهم السّلام نهايت مداومت و مواظبت داشته و پيوسته در منزل خود مجلس عزايى براى حضرت ابو عبد الله الحسين عليه السّلام برپا مىداشت ، و ذاكرين قرائت مصيبت مىكردند و خود او هم در آخر ذكر مصيبت مىفرمود ، و در مسجد نيز منبر مىرفت و موعظه مىكرد و ذكر مصايب مىنمود . نقل است كه ، روزى از ايّام محرم در خانهء جناب آقا سيد ابراهيم صاحب ضوابط مجلسى برپا بود . آخوند ملا حسن مذكور نيز حاضر بود و پهلوى سيد نشسته بود . پس يكى از ذاكرين در منبر قصهء آمدن شير را بر سر اجساد شهدا بيان كرد و اين‌كه آن شير امير المؤمنين عليه السّلام بود كه به هيأت اسد به قتلگاه حاضر شده بود چون ذاكر از منبر فرود آمد آخوند او را نزد خويش طلبيد و با وى فرمود : اين خبر را كه بر بالاى منبر خواندى دروغ است . امير المؤمنين عليه السّلام به صورت شير درنمىآيد . و بعد از اين‌چنين خبرى را بالاى منبر ذكر مكن و از گفتهء امروز هم توبه كن . آن ذاكر صيغهء توبه جارى ساخت و جناب سيد ابراهيم استماع مىفرمود و در اين باب هيچ تكلّم نفرمود .

--> ( 1 ) . ترجمه با يادى از عالم مجاهد يزدى ( م 1245 ) در منابع زير نيز آمده است : الكرام البرره ، ج 1 ، ص 346 ؛ مكارم الآثار ، ج 4 ، ص 6184 ؛ ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى ، ج 2 ، ص 959 ؛ آئينه دانشوران ، ص 205 ؛ قصص العلماء ، ص 101 ؛ الذريعه ، ج 23 ، ص 299 ؛ دائرة المعارف تشيع ، ج 1 ، ص 16 ؛ بيان المفاخر ؛ وفيات العلماء ، ص 168 ؛ ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 402 ( 2 ) . در سال 1237 ه . اين كتاب را كه دربارهء رويداد كربلا و شهادت امام حسين عليه السّلام است به انجام رسانيده و در سال 1271 - 1272 ه . در تهران چاپ كرد . و اخيرا با تحقيق و ويرايش آقاى محمد حسين رحيميان به چاپ رسيده است